انسان دیگر گونه در دگرگون نامه دکتر حمیدی

انسانم آرزوست دیدگاهتان را بیان کنید

        حتی دقایق این روز های نفس گیر ریاست من بر دانشکده ی تحصیلات تکمیلی به سختی می گذرد و به قول حافظ “روح را صحبت نا جنس عذا بیست الیم” آن چه تحمل این عذاب الیم را آسان می کند، دیدار های هفتگی اندکی از دانشجویان مثل آقای محمود رضا قایم پور، ،کارمندان مثل استاد امرالله راشدزاده و اعضای هیات علمی مثل دکتر سید جعفر حمیدی است. اینان مایه امیدواری من برای تحمل این مسوولیت جانکاه هستند و مایه شرف انسانیت ، اینان دگرگونه گانند یعنی ،کسانی هستند که با وجود تمام شرایط مهیا برای خروج و عدول از انسانیت ، همچنان انسان مانده اند یعنی دروغ نمی گویند ، تملق نمی ورزند ، حریص نیستند، به دنبال کسب ثروت ها و قدرت های نامشروع نمی روند ، تکبر نمی ورزند، زیر آب کسی را نمی زنند، زیر پای کسی را خالی نمی کنند، در این هوای آلوده و روزگار پلشت؛ پاک سالم مانده اند ، همنوعانشان را دوست می دارند، ساده هستند و لبخند بر لبانشان جاری است، لبخندی که بیانگر رضایت وجدانی ست، حاکی از انجام وظیفه انسانی است: در این دنیا در این دنیای تهوع آورخاکی . دکتر سید جعفر حمیدی، انسان وارسته ای که دانش را از سطح چاپ کتاب های متعدد، به سطح رفتار هایشان ارتقاء بخشیده است گویا او نیز به خوبی دریافته است که ضرر و زیان عالمان بی عمل بیشتر از زنبور بی عسل است چرا که زنبور بی عسل به جسم انسان نیش می زند و عالمان بی عمل و متأسفانه بد عمل، دست کم به روح انسان نیش می زنند و دست بالا روح انسان و انسانیت را نابود می کنند. این استاد یگانه و فرزانه تجلی نام مبارک انسان است. مصاحبت با او بسیار لذت بخش است، برایش آرزوی سلامتی و شادی می کنم و به خوانندگان عزیز پیشنهاد می نمایم کتاب ها ، مقالات، یادداشت ها و شعرهایش را با دقت تمام بخوانند. کتاب «دگرگون نامه» او با وجود این که بیانگر دردهای عمیق جامعه ماست، از حلاوت بسیار برخوردار است. این کتاب مجموعه ی است از طنز و جد. اینک با هم پیشگفتار کتاب مذکور را می خوانیم :
بیا بشنو این قصه های قدر/ ز اوضاع مغشوش عهد قجر
که در عهد قاحار این گونه بود / همه رسم و آداب وارونه بود
من این داستان ها که آورده ام/ هم از گوهر جان بپرورده ام
ز اوضاع عصر قجر، داستان / بپروردم از خویش با مهر جان
که تا عبرت روزگاران شود/ دل از خواندنش نو بهاران شود
سخن از کسی وام نگرفته ام / برای کسی دام، نارشته ام
کسی را به بد یاد ناکرده ام/ به بیهوده فریاد نا کرده ام
سرشتم من این داستان ها به جان/ اگر بد سرودم خدایا امان
مبادا که از کف دهم آبرو/ شوم همچومسکوک بی جان دورو
چو برخوانی این قصه های عجیب/ حکایات شیرین و بس دل فریب
دلت شاد مان گردد و تازه روی/ ولی با تعجب کنی گفت و گو
که رسم زمانه بدین گونه بود/ همه کار آن عهد وارونه بود
نه هم سایه در فکر همسایه بود/ نه کس را ز مهر و وفا مایه بود
پسر احترام پدر می شکست/پدر دل ز مهر پسر می گسست
چه امید هایی که بر باد رفت/خدا ترسی و دین زبنیاد رفت
نگون کاخ امید فرزانگان/ روان، رسم آیین دیوانگان
سر راد مردان به زنجیر و بند/ دل نامداران ملول از گزند
چو زین ماجرا روزگاری گذشت/ همه سر نهادند بر کوه و دشت
همه نامداران به جان آمدند/ دل آزرده و ناتوان آمدند
که از جورو بیداد دلخون شدند/ به جان آمدند و دگرگون شدند
از آن روز رسم دگرگونگان/ پراکنده شد آشکار و نهان
تواین قصه های سرشته به جان / به بیهوده، حرف پریشان مخوان
که هستند آیینه ی روزگار / زدنیا ی وارونه ی بی قرار
روانت بدین قصه ها شاد کن/ جهان را به نور دل آباد کن
دکتر حمیدی در اوصاف دگرگونگان همچنین سروده است:
دگرگونگی خلعتی فاخر است / برازنده تر از کلاه زر است
دگرگونگی حلقه زرنگار/ چو خورشید بر بام شب های تار
دگرگونگی نعمت زندگی است/ فروغی ز دنیای پایندگی است
دگرگونگی هست رزق حلال / که هرگز در آن نیست رنج و ملال
دگرگونگی کن که شاهی کنی/ به ملک جهان هر چه خواهی کنی
چو باشی دگرگونه افسون مکن/ به بد سیرتی پنجه در خون مکن
دگرگون باش و میازار کس/ مزن دست در رنج و آزار کس
که روزی دگرگونگی بر دهد/ ثمر بهتر از در و گوهر دهد
تو کار دگرگونگان پیشه کن / ز روز بد خویش اندیشه کن
حذر کن ز بدنام و بدنام جای/ بنه در مسیر دگرگونه بای
دگرگونه ی نادگرگون مباش/ ز راه دگرگونه بیرون مباش
نهال دگرگونگی در دل است / کمال از دگرگونگی حاصل است
اگر اهل ذوقی دگرگونه باش / پر از عطر و شوقی، دگرگونه باش

پی نوشت: حمیدی ، سیدجعفر(۱۳۸۷):دگرگون نامه ، تهران: میلاد، صص ۹-۱۰و۱۴

۱۴ پاسخ به “انسان دیگر گونه در دگرگون نامه دکتر حمیدی”

  1. سید حسام گقت:

    درود و صد درود به استاد عزیز جناب عاشوری نژاد و مایه فخر بوشهر دکتر حمیدی . واقعا این شعرها و قصه های موزون حرف پریشان نیست بلکه دردنامه و سیمای پلشت روزگار کنونی جامعه ماست .

  2. سید حسام گقت:

    سلام استاد . ارادتمند شما سید حسام مزارعی دانشجوی قدیم شما و همسایه کنونی خ فرودگاه . خوشحالم از نگاه زیبای شما به خانه محقر ما

  3. راحله سادات حسینی گقت:

    با سلام و سپاس

    چه امید هایی که بر باد رفت/خدا ترسی و دین زبنیاد رفت

    سبز باشید و سلامت…

  4. احمد چرومی گقت:

    سلام خدمت استاد عاشوری عزیز.
    نهال دگرگونگی در دل است / کمال از دگرگونگی حاصل است
    بسیار زیبا بود.
    سبز باشی

  5. پاييزرحيمي گقت:

    تاکه بودیم نبودیم کسی

    کشت مارا غم بی هم نفسی…………..

    درود بر دکتر عاشورنژاد عزیز که خود نمونه ی کامل انسان در این عصر بی سرانجامی است… و درود بر دکتر حمیدی عزیز.

    کاش می شد تنها اندکی تنها ذره ای در هفت توهای جان خویش بیتوته کنیم و انگاه بفهمیم که انسان کیست؟

    برای شما استاد نازنین و خانواده ی ارجمندتان آرزوی سعادت دارم و التماس دعای فراوان.

  6. مریم صا بری گقت:

    سلام بر دکتر عاشورنژاد عزیز و درود فراوان بر دکتر حمیدی نازنین که سال گذشته سعادتی نائل شد و از مصاحبت ایشان در بوشهر مستفیذ شدم.

    والبته خود شما استاد عزیز از نوادر و بزرگان این روزگارید که همیشه منش و شخصیت شما برای ما مثال زدنی است.

    شاد باشید و تندرست.

  7. احسان گقت:

    خدا حفظتون کنه.

  8. مسلم شجاعی گقت:

    سلام .طاعات وعبادات قبول ایزد منان باشه انشائ الله :واقعامایه افتخاربوده که شاگرد استادی چون دکتر عاشوری نژادبوده ام،همیشه درجمع همکاران فرهنگی شماودکترزمانی را به عنوان استاد ادب ومعرفت یاد میکنم :واقعابخش زیبایی ازنوشته استادحمیدی که ارادت دارم به ایشان رازیبا بیان کردیدکه این اوصاف وصف دل واندیشه ماهم هست وباید روزگاربگذرد که بدانی مرد کیست:یابه قول حافظ:ذست ازطلب ندارم تا کام من براید/یاجان رسدبه جانان یاجان زتن برآید.دراین ایام حیروبرکت ورحمت رمضان ،مارافراموش نکنید.التماس دعا

  9. حمید گقت:

    تاریخ روزی از شما به نیکی یاد خواهد کرد بنده ی حقیر یکی از دانشجوهاتونم خوش صحبتی شما و نداشتن غرور کاذب دو ویژگی بود که من در شما دیدم کاش می تونستم قدم در راهی بزارم که شما گذاشتین …..خدافظ

  10. هویت گقت:

    سلام استاد عزیز
    امید که همیشه سلامت باشید…خوشحال شدم از اینکه ریاست تحصیلات تکمیلی را برعهده دارید..شعرهای دکتر حمیدی حال روز جامعه ی امروز ماست … جامعه یی که در گذر از وضعیتی به واقع کند و ملال اور به سمت خاموشی ست … رفتار مردم با یکدیگر ، رفتار خانواده ها با یکدیگر،ارزش و رفتار دوستان در محیط های کاری ،آیا اینها همه رو به زوال بودن جامعه نیست؟!جامعه ایی که به دانش اموزانش به جای اینکه تعلیم و تربیت هدیه بدهیم سیم کارت ایرانسل هدیه میدهیم!آیا اینچنین با دانش آموزان برخورد کردن این شعر استاد حمیدی را که می فرمایند :”چه امید هایی که بر باد رفت/خدا ترسی و دین زبنیاد رفت
    نگون کاخ امید فرزانگان/ روان، رسم آیین دیوانگان” یادآور نمی شود؟!
    بگذریم…

    این روزها شرجی مانند چتری پر آذین برشهر ما گسترده شده است …
    موفق و سربلند باشید

  11. ایمان فراصت گقت:

    یادم افتاد به جلسه ی دفاعیه ای که ذر دانشکده ی تحصیلات تکمیلی برگزار می شد، وقتی رسیدم دانشجویی را به نقد تند کشیده بودند و دل شما شکسته بود و بغض فرو می خوردید، با همان چشمهای غزالی واری که می دید دیدم که چه حالی بودید
    یادتان هست بعد از کلاسی داستان چشم من و دو برادر غزالی را در گوشم خواندید؟
    یادباد…

  12. محمدی(بویری) گقت:

    با درود فراوان به استاد ارجمند وفرزانه ام جناب آقای دکتر عاشوری نژاد
    که چهار سال پیش عطر حضور ایشان و دانشمندانی همچون دکتر سید جعفر حمیدی ،دکتر عبدالله رضایی،دکتر سید محمود سید صادقی و… را در کلبه درویشی خویش احساس کردیم.به قول زنده یاد دکتر قیصر امین پور وناگهان چقدر زود دیر می شود.
    ((روح را صحبت نا جنس عذا بیست الیم)) مصداق این مصرع زیبا از رند شیراز در شعر بسیاری از شاعران ما هویداست. لذت همنشینی با یار موافق.
    در رباعیات ابو سعید ابی الخیر
    با یار موافق آشنایی خوشتر وز همدم بی‌وفا جدایی خوشتر
    چون سلطنت زمانه بگذاشتنیست پیوند به ملک بینوایی خوشتر

    در غزلیات سعدی

    یارا بهشت صحبت یاران همدمست
    دیدار یار نامتناسب جهنمست
    هر دم که در حضور عزیزی برآوری
    دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست
    نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمیست
    بس دیو را که صورت فرزند آدمست
    آنست آدمی که در او حسن سیرتی
    یا لطف صورتیست دگر حشو عالمست
    هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده‌ام
    جز بر دو روی یار موافق که در همست
    آنان که در بهار به صحرا نمی‌روند
    بوی خوش ربیع بر ایشان محرمست
    وان سنگ دل که دیده بدوزد ز روی خوب
    پندش مده که جهل در او نیک محکمست
    آرام نیست در همه عالم به اتفاق
    ور هست در مجاورت یار محرمست
    گر خون تازه می‌رود از ریش اهل دل
    دیدار دوستان که ببینند مرهمست
    دنیا خوشست و مال عزیزست و تن شریف
    لیکن رفیق بر همه چیزی مقدمست
    ممسک برای مال همه ساله تنگ دل
    سعدی به روی دوست همه روزه خرمست

    در رباعیات خیام

    یاران موافق همه از دست شدند
    در پای اجل یکان یکان پست شدند
    بودیم به یک شراب در مجلس عمر
    یک دور ز ما پیشترک مست شدند

  13. شهبازی گقت:

    با سلام به استاد بزرگی که نه تنها معلم علم و دانش بلکه معلم و الگوی کامل اخلاق نیز است کمتر کسی را دیده ام که تحت تاثیر پست و مقام قرار نگرفته و خود را نباخته اند.
    و شما از انگشت شماری هستید که انسان می تواند به عنوان الگوی اخلاق انتخاب کند.
    به خود می بالم که چند صباحی هرچند کوتاه می توانم از محضر شما کسب فیض نمایم .
    افسوس که در مورد پایان نامه افتخار نصیبم نشد که بیشتر بتوانم از معلومات شما بهره مند شوم.
    متاسفانه خدمت دکتر حمیدی نبوده م ولی هر که هست از شعرش بر میآیدانسانی بلند طبع و خوش طینت باشد بر خود لازم می بینم از کتاب و مقالاتش استفاده کنم .
    سربلند و پیروز باشید

  14. ذوالفقار کیانی گقت:

    استاد ودوست ارجمندم جناب آقای دکترعاشوری نژاد:باسلام واحترام خالصانه به روال گذشته نه این روزهای پراز ریا و… وقتی به دست نوشته های جنابعالی مراجعه می کنم ونام شمارا بر زبان می آورم ماه در دهانم هزاران تکه می شود . ای کاش پای درس جنابعالی نشستن برای بنده هیچوقت تمام نمی شد. التماس دعا

دیدگاهتان را بیان کنید


Designed by : S.Parhizkary