انسان این مکانی و این زمانی

انسانم آرزوست دیدگاهتان را بیان کنید

۲۰ مهر ماه ۱۳۹۱ هم آمد و گذشت این روز چنان که اهل ادب و فرهنگ ایران زمین می دانند معروف به روز “حافظ” است و در اغلب نقاط ایران و برخی کشورهای جهان در نکوداشت اندیشه و خواجه شیراز همایش ها برگزار می شود. تا آن جا که من خبر دارم علاوه بر برگزاری این همایش در شیراز و چندین شهردیگر ایران، در هندوستان و ترکیه نیز به همین مناسبت همایش هایی برگزار شد. با وجود این که امسال؛ من دبیر همایش بین المللی حافظ در دانشگاه حیدر آباد هندوستان بودم و علی القاعده باید به آن جا می رفتم ولی بداقبالی و گرفتاری باعث شد که به آن جا نروم و مثل سال های گذشته به شیراز بروم و در همایش خاطره انگیز،  در کنار آرامگاه لسان الغیب حافظ شیرازی، در سالن اجتماعات مرکز اسناد ارایه مقاله کنم و با دوستانم دیدار نمایم که آن نیز موهبتی کمتر از ارایه مقاله نبود. در آن مقاله که به همراهی همسرم خانم دکتر پرهیزکاری نوشته بودیم؛ الگوی انسان سالم یعنی انسان این زمانی و این مکانی از منظر” فریتز پرلز” و “حافظ” را به بحث گذاشتیم. اصل مقاله در شانزدهمین کتاب حافظ پژوهی به چاپ خواهد رسید اینک با هم گوشه ای از دیدگاه پرلز، این رهبر بزرگ مکتب گشتالت را با هم می خوانیم:
“یکی از مهم ترین وجوه شخصیت انسان از نظر پرلز ، تمرکز بر حال به عنوان تنها واقعیت موجود است.به اعتقاد وی،به جز”این امکان و این زمان‌”چیز دیگری برای‌ انسان وجود ندارد. نه گذشته دیگر وجود دارد، و نه آینده هنوز موجودیت یافته است. خاطرات ما از گذشته و پیش‌بینی‌های‌مان از آینده در این لحظه تجربه می‌شوند. کسانی که چنان می‌زیند که گویی گذشته هنوز با آنهاست، یا آنهایی که طوری زندگی‌ می‌کنند که انگار آینده امروز است،دارای شخصیتی نامتعادل هستند. آنان در زمانی‌ می‌زیند که دیگر واقعیت ندارد یا هنوز واقعیت نیافته است، و حال را فداری زمانی‌ می‌سازند که وجود ندارد.
اگر درک درستی از خویش در این مکان و در این زمان نداشته باشیم، ناگزیر به گذشته یا آینده فرار می‌کنیم،که هردوی اینها برای رشد کامل انسان زیان‌ آور است.
چنان چه در گذشته زندگی کنیم(منش واپس‌نگر) ممکن است در مورد بعضی‌ از دوره‌های زندگی خویش بیش از اندازه احساساتی شویم یا والدین خود را برای هر چیزی سرزنش کنیم.بنظر پرلز،این یک اشتباه مصیبت‌بار و معمول‌ترین وضعیت‌ ناتمامی است که با خود همراه داریم.ممکن است در تمام زندگی والدین خویش را سرزنش‌ کنیم،و آنها را مسؤول مشکلات خود بدانیم.در چنین موردی،هنوز خود را کودک می‌پنداریم‌ نه فرد بالغی که مسؤول خویش است.برای تکمیل‌”گشتالت‌”باید والدین خود را رها کنیم و بگوئیم:”من اکنون یک فرد بالغ و مسؤول زندگی خود هستم.”باید بپذیریم‌ که خاطرات ما واقعیت نیستند.
زیستن در آینده(منش پیش‌نگر)هم برای رشد کامل انسان زیان‌آور است‌ وهم و خیال درباره ی آنچه در پیش است بیش از خاطرات گذشته از واقعیت برخوردار نیست. ما آینده را نمی‌توانیم بیش از تجربه مجدد گذشته تجربه کنیم.ما تنها می‌توانیم‌ تصوراتی از این دوره‌های زمانی داشته باشیم.اگر امید و تجسم ما از آینده تحقق نیابد احساس ناامیدی و بدبختی می‌کنیم و ممکن است دیگران یا شرایط یا”بد اقبالی‌”و تقدیر خویش را نکوهش کنیم.در اینجا باز مسؤولیت زندگی خود را به شخص یا چیزی غیراز خودمان منتقل ساخته‌ایم.
اگر به پیش یا پس بنگریم، لحظه ی حال و رضایت و لذتی را که می‌تواند برایمان به همراه داشته باشد، فدا ساخته‌ایم.”این مکان و این زمان‌”تنها واقعیتی است که از آن برخورداریم و باید مسؤولیت زیستن در هر لحظه و سود بردن از تجربه ی آن را برعهده گیریم.
با این که پرلز معتقد است بایستی کاملاً در حال زیست،اما از رها ساختن‌ کامل خاطرات گذشته یا تصوراتی از آینده،به دفاع نمی‌پردازد.در گذشته، موقعیت های‌ ناتمامی هست که باید به پایان برسانیم، تجربه‌های نشاط آوری که بیاد آوردن آنها دلپذیر است، و تجربیاتی که ما را یاری می‌کنند تا خود را با حال تطبیق دهیم. ما باید از گذشته آگاه باشیم اما نباید در آن زندگی کنیم.
آینده نیز این‌چنین است.باید برای آینده برنامه‌ریزی کنیم- در غیر این صورت رشد خود را متوقف نموده‌ایم- اما نباید از این برنامه‌ریزی به عنوان‌ جانشینی برای حال استفاده کنیم.
این جوهر برداشت پرلز از شخصیت انسان است.انگیزه ی ما تنظیم تعادل‌ درونی بعبارت دیگر اتمام‌”وضعیت‌های ناتمام‌”است.بدین منظور،بایستی آرزوها و محرک‌های خویش را بپذیریم(در تمام جنبه‌های زندگی)و در”این مکان و این مکان یعنی در حال با آنها رویارو شویم.”*
پی نوشت*
شولتز ، دوان (۱۳۶۰): انسان این مکانی و این زمانی، ترجه ی گیتی خوشدل ، نشریه آرش، شماره ۲۲، صص۱۰۴ و ۱۰۵٫

۹ پاسخ به “انسان این مکانی و این زمانی”

  1. مریم صابری گقت:

    سلام و درود فراوان بر استاد فرزانه جناب دکتر عاشور نژاد عزبز و همسر نازنین شان خانم دکتر پرهیزگاری…

    چقدر دلم می خواست امسال هم چون یادروز سال گذشته در شیراز می بودم و در جوار شما عزیزان که متاسفانه نشد.

    از خواندن مطالب سودمند مقاله ی پر بارتان نیز واقعا استفاده کردم.

    سلامت و شادمان باشید.

  2. پاییز رحیمی گقت:

    سلام استاد نازنین!

    به قول خیام:

    چون عهده نمی شود کسی فردا را
    حالی خوش دار این دل پر سودا را

    می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
    بسیار بتابد و نیابد ما را !!!

    و درود برخانم دکتر پرهیزگاری مهربان و دوست داشتنی.

    مقاله ی بسیار ارشمندی و مفیدی بود. دست هردو بزرگوار درد نکند و یاد حافظ بزرگ همیشه بزرگ است هرجا که باشد.

  3. الهۀ معروضي گقت:

    درود بر شما. من و چند تن از دوستان مشهدی قصد داریم به بهانۀ بزرگداشت آتشی به بوشهر بیاییم. لطفاً اگر برنامه ای در اینباره دارید ما را مطّلع نمایید. همیشه شاد و سرافراز باشید. به خانم دکتر پرهیزگاری و آقای دکتر احمد و الهۀ نازنین سلام برسانید.

  4. دنيا گقت:

    سلام ودرود فراوان براستاد گرامی دکتر عاشوری نژاد و همسر محترم و مهربان ایشان خانم دکتر پرهیزکاری 
    استاد از خواندن مقاله ی پربارتان بسیار بهره بردم و این بیت از از شیخ اجل حافظ رو تداعی گر شد؛
    من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود/
    وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم/
    چرا که عابد کسی است که هم دنیا را می خواهد و هم آخرت را. زاهد کسی است که دنیا را فدای آخرت می کند و عارف کسی است که نه دنیا رامی خواهد و نه آخرت را بلکه در فکر رسیدن به حضرت حق و حقیقت اوست.
    قلم تان همیشه سبز و اندیشه هایتان مانا

  5. دنيا گقت:

    جناب استاد عاشوری نژاد و همه ی دوستان گرامی عذر مرا به خاطر اشتباه تایپی صورت گرفته در مورد حضرت حافظ که به اشتباه شیخ اجل قبل نام حافظ نشسته است پذیرا باشید اشتباه سیستم بوده
    و قابل توجه دوستان که این بیت حافظ تنها در نسخه ی” نیساری” ذکر شده و در سایر نسخه ها جا افتاده است
     باز هم عذرخواهی مجدد من و تکنولوژی پیشرفته امروزه را پذیرا باشید. 

  6. سعيد گودرزي گقت:

    درود بر استاد فهیم فرهنگی ام دکتر عاشوری نژاد

    امید وافر دارم که در پناه خداوند در جوار خانواده محترم ، سبز و سرور باشید. در دیار جنوبی بوشهر که شمارا ملاقات کردم فرمایش دادید که از واسطه پیام های الکترونیکی جویای احوال باشم . حکم شاگردی را به جا آوردم . پیاپی با تلفن تان تماس داشتم اما موفق به گفت و گوی با شما نشدم . منتظر پیام پر مهرتان هستم . جاوید باشید./

  7. زهره ابوقداره گقت:

    همچنان استفاده می کنیم از داشته هایتان .درود بر شما و خانواده گرامی

  8. ایوب گقت:

    باز مستان دل ازان گیسوی مشگین حافظ / زانکه دیوانه همان به که بود اندر بند

  9. شهبازی گقت:

    درود بر شما

دیدگاهتان را بیان کنید


Designed by : S.Parhizkary