رحمه للعالمین

انسانم آرزوست دیدگاهتان را بیان کنید

نمی دانم چه شده است و این حکایت های دردناک از کجا سرچشمه گرفته و چه کسی نابخردانه آن را به اشکال مختلف از زبان و قلم و تصویرگرفته تا فیلم و کاریکاتور و… هر روز بیشتر از دیروز به او توهین می کند و هدفش از این کارها چیست و واقعاً چه می خواهد بگوید و چه راه انسانی را می خواهد نشان دهد و کدام قناری را می خواهد از قفس آزاد کند و کدام تشنه را سیراب نماید و کدام گرسنه را نان دهد و آرامش را به خانه و جامعه کدام انسان برگرداند و رنج بودن را از دوش چه کسی بکاهد و مرگ را بر چه کسی و کسانی چگونه می خواهد آسان کند و … من که واقعاً این روزها بسیار حیرانم که چرا در حق او این گونه جفا می کنند؟ به خدا با این کارها هیچ گونه خدمتی به ابراهیم و موسی و زرتشت و بودا و مانی و مزدک نمی کنند . من شک ندارم که این کارها هیچ گونه کمکی به گاوپرستان و بت پرستان هم نمی کند. این گونه در حق او جفا نکنید. او انسان کاملی بود که منشا زیبایی و راستی و درستی بود . در باره ی او بسیار گفته اند و باز هم بخوانیم شرحی دیگر از انعام او:

*روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی آن است . گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند.

* کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفت رفتار می کند.

* مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقه او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی. اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید. من برای همین مبعوث شده ام تا هرکسی بتواند حق خود را از حاکم بدون لرزش صدا بگیرد.

* گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید.

*گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند. گفت تعلیمشان دهید و آسان بگیرید. سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود.

* بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوث نشده ام تا آن ها را به زحمت بیاندازم.

 

 

* گفت مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد ،حق ندارید در دل حیوان غصه بیاندازید.

* گفت زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد.

* روزی زنی را دید که ناخن های خود را از ته کوتاه کرده. گفت برای زن ها زیباتر است که ناخن های خود را بلند کنند.

* روزی مردی را دید که ژولیده است. گفت آیا در خانه ات روغن نبود تا با آن موهای خود را مرتب کنی؟

* گفت اسراف همیشه حرام است مگر برای خرید و استفاده از عطر. خودش همیشه عطر گل بنفشه می زد و در سفر هم همواره آن را با خود می برد.

*می گفت ریش های خود را کوتاه نگه دارید زیرا به تمرکز و حافظه تان می افزاید.

* در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود. به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طائف، عازم آنجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند… نخواست بعنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند.

* در زمانی که دختران سنگسار می شدند،دختران خود را برروی زانو می نشاند و در جلوی دیگران آن ها را می بوسید تا محبت را بیاموزند. از او پرسیدند فرزند پسر بهتر است یا دختر؟ گفت هر دو خوبند اما دختر ریحانه است، برگ گل است.

* وقتی پسرش ابراهیم در سن خردسالی فوت کرد، بسیار گریست. گفتند چرا این قدر بی تابی می کنی؟ گفت گریه از رحم است. کسی که رحم ندارد، خدا هم به او رحم نمی کند.

* هنگام دفن پسرش ابراهیم، کسوف شد. همه مردم این را به دلیل مصیبتی دانستند که به پیامبر وارد شده، حتی کفار هم کم کم داشتند ایمان می آوردند اما او از این موقعیت استفاده نکرد. به بالای منبر رفت و گفت: خورشید نه برای من و نه برای هیچ کس دیگر نمی گیرد و نخواهد گرفت. خورشید گرفتگی نشانه قدرت خداوند است. * هنگام طواف کعبه، سوار بر شتر بود و حتی حجرالاسود را با عصای خود لمس نمود. از تعلیمات پیچیده فقهی خبری نبود. دینی ساده بود و پر از عرفان و معنویت. وقتی سوار بر شتر طواف می کرد، ان قدر معنویت و احساس موج می زد که مشاهده کنندگانش به گریه می افتادند.

 

روزی در حال عبور از حاشیه شهر به گروهی یهودی برخورد که در حال ساز زدن و خواندن بودند، او را به بزم خود دعوت کردند و او پذیرفت. شخصی از اصحاب او را دید و به یهودیان حمله کرد که چرا با این کار به پیامبر خدا اهانت می کنید. پیامبر بر آشفت و به صحابی گفت که آن ها قصد محبت داشته اند و باید از آن ها عذر بخواهد.

* گل را می بویید و می گفت که این بوی بهشت است و باید به گل ها و درخت ها احترام بگذارید.

* به او گفتند این که در قرآن آمده است که مسیحیان و یهودیان، کشیشان و احبار (علمای دین یهود) را به جای خدا می پرستند، به چه معنا است؟ گفت همین که حرف های علمای دین خود را به عنوان حرف خدا می پذیرند و تحقیق نمی کنند، یعنی پرستش. به اصحاب گفت که هر چه بر سر یهود و مسیحیت آمده، بر سر امت من هم خواهد آمد و زمانی می رسد که آن ها نیز، علمای دینشان را به جای خدا بپرستند.

* روزی گروهی مردان رقاص سیاه پوست از افریقا به مدینه وارد شدند و از قضا وارد مسجد پیامبر گشتند و در مسجد شروع به ساز زدن و رقاصی نمودند، او آن ها را بیرون نکرد و نگفت که به خانه خدا توهین نموده اید، لبخند می زد و حتی دختران خانه خود را بر دوش سوار کرد تا بتوانند رقص سیاهان را ببینند.

* او پیامبر اسلام(ص) بود، رحمه للعالمین، رحمتی برای جهان. …

۵ پاسخ به “رحمه للعالمین”

  1. سعيد گودرزي گقت:

    غلام آن کلماتم که آتش انگیزد…

    درود بر استاد فرزانه و گرانمایه ام جناب دکنر عاشوری نژاد

    خرسندم که وب سایت شما دوباره قابل خوانش شد . همچون گذشته درس های آموزنده تان را مرور می کنم تا حق شاگردی ام را ادا کرده باشم. چون همیشه قابل اندیشه و تعمق است . پدرام باشید.

    شاگرد همیشه شاگردتان
    سعید گودرزی

  2. هویت گقت:

    سلام بر استاد عزیز و بزرگوارم

    چقدر دلم برای بودن در کلاس هایت تنگ شده…

    .
    متن کاملا” گویا بود … برای چند لحظه مات ِ صفحه شدم …

    اینجا ؛ در این سرزمین منفعت طلبی ، دلالی و از همه مهمتر ریا و دروغ بیداد می کند . حتی کسانی به واقع جای خدا نشسته اند !

  3. ليلا جوانمرد گقت:

    با سلام و عرض ادب محضر مبارک شما گرامی .

    شما در حال حاضر در کدام دانشگاه مشغول تدریس هستید
    و چگونه میتوانیم از مقالات و مطالب و تجربیات جنابعالی بهره مند شویم

    چون مطالبتون بسیار مفید هستند. موفق باشید

  4. میرشکاری گقت:

    متشکرم از اینکه ساده و روان و شیرین پیامبر بزرگمان را به همگان معرفی میکنید

  5. سيده ياسمن اميري گقت:

    سلام
    ضمن عرض خسته نباشید بابت زحمت نگارش کتاب پرمحتوای تعاملات و برخورد های پیامبر با یهودیان مدینه
    درخواست میکنم که نام انتشارات یا مراکز فروش کتاب مذکور را اعلام بنمایید یا اگر امکان دارد بصورت پستی تهیه کنم
    باسپاس
    امیری دانشجوی تاریخ دانشگاه خلیج فارس

دیدگاهتان را بیان کنید


Designed by : S.Parhizkary