عاشورا عالی ترین روایتگر حرمت انسان

انسانم آرزوست دیدگاهتان را بیان کنید

       عاشورا واقعه ای تمام عیار برای نشان دادن عزت و حرمت انسان است. تمام اجزای این واقعه از اپتدا تا انتها طوری رقم خوردند که برای همیشه نه تنها در خاطر شیعیان و مسلمانان بلکه برای هر آن کس که دوستدار عزت و حرمت انسان است باقی خواهد ماند. این واقعه راهی را گشود تا به انسان یاداوری کند که در بد ترن و سخت ترین شرایط نیز می توان حرمت انسان را نگاه داشت. اینک قسمتی از مقاله بلند عزت در قیام عاشورا ، با هم می خوانیم:
” شاید بتوان گفت که اگر بخواهیم تجلّی و مظهر کامل صفت عزت الهی را در روی زمین مشاهده نماییم، چاره‌ای جز آن نداشته باشیم که آن را در حسین(ع) و آن هم در روز عاشورا مشاهده کنیم.
در این روز امام (ع) با نیروی اندک خود چنان در مقابل سپاه تا دندان مسلّحی که فقط تعداد نفرات آن صدها برابر نیروی آن حضرت بود ایستادگی کرده و سخن می‌گوید که تو گویی دو سپاه، با هم برابر می‌باشند. در آغاز امام با روحیه‌ای بلند، سپاه کوچک خود را همانند یک ارتش عظیم آرایش نظامی داد و برای آن (قلب و) میمنه و میسره تعیین کرد. و شعار «یا محمد» را بر خود و سپاهیانش بر می‌گزیند.
در حالی‌که شب قبل دستور داده بود تا خندقی بر دور سپاه خود حفر کنند تا تنها نگرانیشان از یک‌طرف باشد و به راحتی بتوانند با دشمن از یک سو بجنگند، بدون آنکه نگران خیمه‌های حرم باشند. و در این روز امام (ع) دستور داد تا آتشی در خندق بیفکنند تا دشمن نتواند به خیمه‌ها دسترس پیدا کند.
هنگامی که دو سپاه مقابل هم صف‌آرایی کردند و امام و یارانش سپاه عظیم و دشمن را مشاهده کردند، بی آنکه خم به ابرو بیاورد، دست به آسمان بلند کرد، و با پشتوانه اصلی خود چنین مناجات کرد:
«اللهم انت ثقتی فی کل کرب و رجائی فی کل شده و انت لی فی کل امر نزل بی ثقه و عدّه، کم من همّ یضعف فیه الفؤاد و تقلُّ فیه الحیله و یخذل فیه الصدیق و یشمت فیه العدوّ انزلته بک و شکوته الیک رغبه منی عمن سواک ففرَّ جته و کشفته فانت ولی کل نعمه و صاحب کلّ حسنه و منتهی کل رغبه » «بار خدایا! تو پشتیبان من در هر اندوه و امید من در هر گرفتاری هستی و تو در هر مشکلی که برای من پیش آمد، پشتیبان و یاریگر من می‌باشی. چه فراوان گرفتاری که در آن قلب‌ها می‌لرزد و چاره‌ها رخ بر می‌بندد و دوست خوار می‌کند و دشمن شماتت می‌نماید، اما من چون تنها تو را داشتم به تو پناه آورده و از آنها به تو شکایت کردم و تو آن گرفتاری را برطرف کردی. پس تو صاحب نعمت و نیکویی و سرانجام هر امیدی هستی.»
در همین هنگام شقی‌ترین افراد دشمن یعنی شمر بن ذی‌الجوشن به سپاه امام(ع) نزدیک شده و بنای فحاشی را می‌گذارد، مسلم بن عوسجه که تیراندازی ماهر است از امام (ع) می‌خواهد که به او اجازه دهد تا شمر را با تیر خود از پای درآورد، اما امام(ع) بزرگوارانه خطاب به مسلم می‌گوید:
«او را هدف قرار نده، زیرا من دوست ندارم که آغاز کننده جنگ باشم.»
آنگاه امام برای اتمام حجّت به نزد سپاه دشمن رفته و در ضمن سخنان روشنگر خود با اشاره به درخواست عبیدالله بن زیاد از او، این چنین عزت خود را به نمایش می‌گذارد:
«الا ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السلّه و الذله و هیهات منا الذله، یأبی الله ذالک لنا و رسوله و المؤمنون و حجورٌ طابت و طهرت و انوف حمیّهٌ و نفوس ابیه من ان نؤثر طاعه اللئام علی مصارع الکرام، الا و انی زاحف بهذه الاسره مع قلّه العدد و خذلان الناصر».(۵۶) «آگاه باشید که زنا زاده پسر زنا زاده (ابن زیاد) مرا بین دو چیز مخیّر ساخته است یا با شمشیر کشیده آماده جنگ شوم یا لباس ذلت پوشم (با یزید بیعت کنم) ولی ذلّت از ما بسیار دور است و خدا و رسول خدا و مؤمنان و پرورده شدگان دامن‌های پاک و افراد با حمعیّت و مردان با غیرت چنین کاری را بر ما نمی‌پسندند که ذلّت اطاعت از پَستان را بر کشته شدن همانند کریمان و بلندان ترجیح دهیم. بدانید من با آنکه یار و یاورم کم است با شما می‌جنگم.»
و پس از آنکه قیس بن اشعث یکی از سرداران سپاه عمر بن سعد از او می‌خواهد که به حکم پسر عمویش (یزید) سر بنهد و به او امید می‌دهد که یزید با او رفتار ناشایستی نخواهد داشت، امام برآشفته و قاطعانه می‌گوید:
«لا و الله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا افر(اقرّ) فرار (قرار) العبید»، نه به خدا سوگند! من دست خواری به شما نمی‌دهم و مانند بردگان فرار نمی‌کنم (اقرار به گناه خود نمی‌کنم.)
و در این هنگام عمر بن سعد تیری به جانب سپاه امام(ع) افکنده و دستور حمله می‌دهد و امام(ع) نیز با شجاعت تمام روبه سپاه خود کرده و چنین فرمان می‌دهد:
«قوموا رحمکم الله الی الموت الذی لابدّ منه فان السهام رسل القوم الیکم»؛ خداوند شما را رحمت کند، به پاخیزید و به سوی مرگی که چاره‌ای جز آن نیست بشتابید که این تیرها فرستادگان این گروهند که شما را به جنگ می‌خوانند ای فرزندان کریمان و بزرگواران، پایداری کنید که مرگ فقط پُلی است که شما را از سختی و تنگی به بهشت‌های گسترده و نعمت‌های ابدی عبور می‌دهد.
اشعار و رجزهای امام حسین(ع) در روز عاشورا بخش دیگری است که به خوبی عزت و کرامت آن بزرگوار را به نمایش گذاشته و آن را جاودان می‌سازد. در این رجزها گاهی امام(ع) با آهنگی سنگین به خاندان خود افتخار نموده، و چنین می‌سراید:
«انا ابن علی الطهر من آل هاشم کفانی بهذا مفخراً حین افخر
و جدی رسول الله اکرم من مضی و نحن سراج الله فی الارض نزهر
و فاطمه ای من سلاله احمد و عمّی یدعی ذوالجناحین جعفر
و فینا کتاب الله انزل صادقا و فینا الهدی و الوحی بالخیر یذکر»،
من پسر علی آن پاک مرد از خاندان هاشم هستم و همین افتخار در هنگام فخر ورزی مرا کفایت می‌کند.
جدم پیامبر خدا یعنی بزرگوارترین مردمان است و ما روشنایی خداوند در روی زمین هستیم که نور افشانی می‌کنیم.
مادرم فاطمه از نسل احمد است. و عمویم جعفر است که او را ذوالجناحین خوانده‌اند.
در خاندان ما کتاب راستین خداوند نازل شد و در خاندان ما همیشه هدایت و وحی زبانزد بوده است”.
پی نوشت:
عزت طلبی در نهضت امام حسین (ع)؛ نشریه فقه و اصول؛ شماره ۲۶٫:(۱۳۸۱) صفری فروشانی، نعمت الله

۵ پاسخ به “عاشورا عالی ترین روایتگر حرمت انسان”

  1. مریم صابری گقت:

    سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیز و نازنین….

    امیدوارم که حالتان خوب باشد و سال خوبی را آغاز نموده باشید.

    هر زمان به این خانه می آیم با دستی پر باز می گردم.

    اندیشه اتان مستدام و دلتان شاد باد.

  2. مهدی بسارده گقت:

    سلام بر استاد ارجمندم . مکتوبه تازه شما را نگریستم و لذت بردم بسیار زیبا و تاثیرگذار بود کاش اکنون نیز ….

  3. حسين رضوي فرد گقت:

    سلام بر استاد
    نوشته تان قابل ستایش است
    با نگاهی به مجموعه شعر “ه دو چشم” -عاشقانه های قاسم صرافان به روزم و حضور و نظرتان را می ستایم
    پیروز باشید

  4. آل مجتبی گقت:

    ســــــــلام ؛

    کـتـاب « با گناهی که مرتکب شده‌ام »

    گزیده غزلهای عاشقانه من توسط انتشارات «هزاره ققنوس»

    منتشرشده‌است

  5. شهبازی گقت:

    سلام بر استادی که برایم همواره الگوی اخلاق و معرفت است.
    حسین (ع) کسی است که همانند او دنیا به چشم خود ندیده است .
    قالَ الاْمامُ الْحُسَیْن – علیه السلام – : النّاسُ عَبیدُالدُّنْیا، وَ الدّینُ لَعِبٌ عَلی ألْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّیّانُونَ.

    «محجّه البیضاء، ج ۴، ص ۲۲۸»

    امام حسین – علیه السلام – فرمود: افراد جامعه، بنده و تابع دنیا هستند و مذهب، بازیچه زبانشان گردیده است و برای إمرار معاش خود، دین را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سینه می زنند ـ.
    منظور افراد جامعه ما که نیست ؟!!
    پیروز باشید

دیدگاهتان را بیان کنید


Designed by : S.Parhizkary