سبکسرانه بر شانه‌های غولان نشستن

اجتماعی فرهنگی دیدگاهتان را بیان کنید

       تقریباً اغلب ما، به دلیل گرفتاری‌های خودساخته  و دیگران ساخته، آن چنان گرفتار دویدن هستیم که تقریباً درنگ و اندیشه در کار و جایگاه خویش را فراموش کرده ایم و چه درناک است فراموشی این آیه مقدس را که گاهی، برای رسیدن باید نرفت. توجیه گرفتاری‌ها از سوی انسان‌هایی که کمتر به حوزه فرهنگ و هنر دلبسته‌اند آسان‌تر است ولی توجیه آن برای انسان‌هایی که ارتباط مستقیم با فرهنگ و هنر و یا مدیریت آن دارند غیرعقلانی  بلکه ضدانسانی است. این واقعه تحت تاثیر زمان و مکان رخدادش حتی می‌تواند به فاجعه نیز منجر شود، به این معنا که در زمان‌های گذشته که فرهنگ و هنر و مدیریت آن، بیشتر تابع امور سیاسی واقتصادی بود و جایگاه زیربنایی آن از نظر علمی و تجربی تبیین نشده بود، سطح انتظارات جامعه از مدیران فرهنگی و هنری کمتر بود و به هرحال مسأله آسان‌تر می‌نمود ولی در زمانی که اقتصاددانان و سیاستمداران  نیز  تحت تاثیر دانشِ برخاسته از علم و تجربه پذیرفته‌اند که فرهنگ زیر بنای جامعه است واگر فرهنگ را در سیاست‌گزاری‌های خود لحاظ نکنند و از هنر به عنوان ابزاری فوق العاده مهم سو نجویند، سیاست و اقتصادشان برباد خواهد رفت، اهمیت مدیریت فرهنگ و هنر هر روز بیش از پیش آشکار می‌شود.

اما نکته دیگر که من در این جا بر روی آن تمرکز بیشتری خواهم کرد مسأله «مکان» در مدیریت فرهنگ و هنر است. اساساً امروزه اندیشمندان فرهنگ و هنر درمورد ملاحظات جغرافیای فرهنگی جهان به توافق‌هایی رسیده‌اند و برخی از مناطق جغرافیایی را به عنوان گاهواره اصلی فرهنگ انسانی معرفی کرده‌اند و در این میان ایران زمین را به عنوان یکی از گاهواره‌های، فرهنگ، هنر و تمدن لحاظ نموده‌اند. (ر.ک: ویل دورانت، مشرق زمین گاهوار شده) در این راستا آشکاراست که همه‌ی نواحی ایران سهم برابری در تولید و بازتولید فرهنگ، هنر و تمدن نداشته‌اند و برخی از نواحی ایران به دلایل متعدد تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، تجاری، اجتماعی، سیاسی و ….. نقش بیشتری را داشته‌اند که از آن جمله بوشهر است . برای اثبات این مطلب نیازی به مطالعات عمیق و گسترده نیست، مروری بر منابع موجود گواه این واقعیت است.

با پذیرش آنچه که گذشت باید پذیرفت مقام مدیریت  فرهنگ و هنر بوشهر شایسته کسی است که همه مواریث فرهنگی و هنری استان را بشناسد و خود در تولید فرهنگ و هنر سهمی به سزا داشته باشد و توان مدیریتی او آن قدر بالا باشد که اهالی امروز فرهنگ و هنر این بتوانند او را در جایگاه مدیریت بپذیرند.

اما متأسفانه طی سال‌های اخیر، بسیاری از مدیران حوزه فرهنگ و هنر استان این شایستگی را نداشته‌اند، به نظر می‌رسد پاره‌ای از آن‌ها به دلایل سیاسی بر این مسند  نشسته‌اند و علی القاعده به جای فرهنگ مداری به سیاست بازی پرداخته‌اند و پاره‌ای دیگر به دلایل اقتصادی و ارتباط با ارباب ثروت بر این مسند نشسته‌اند و به کاسب کاری پرداخته‌اند و پاره‌ای به لحاظ فقدان وجاهت، تملق‌گویی این و آن شده‌اند و پاره‌ای دیگر…. و انصافاً کسانی هم بوده‌اند که شایستگی احراز این مقام را داشته‌اند. در چنین شرایطی است که باراصلی فعالیت حوزه فرهنگ و هنر یا به دوش چند انجمن مردم نهاد افتاده است و یا به دوش موسساتی دیگرکه کارفرهنگی در حاشیه کار اصلی آن هاست (مثل موسسه فرهنگی ورزشی شهرداری بوشهر) و یا با دریغ و درد باید بگویم برخی از مدیران بخش صنعت در پاره‌ای از موارد بیش از مدیران عرصه فرهنگ برای فرهنگ بوشهر مایه و سرمایه گذاشته‌اند بنگرید به عملکرد شرکت صنعتی پلیمر و ..

در پایان این نوشتار باید تاکید کنم که اشتهار و افتخار بوشهر حداقل طی یک قرن گذشته به واسطه‌ی تجارت و فرهنگ و در سال های اخیر صنعت نفت و گاز بوده است بنابراین آن مقام ارشدی که می خواهد نامی نیک در تاریخ فرهنگ بوشهر از خود به یادگار بگذارد لاجرم باید در انتخاب مدیران شایسته در این حوزه‌ها و حمایت از آن ها دقت فراوان داشته باشد.

۴ پاسخ به “سبکسرانه بر شانه‌های غولان نشستن”

  1. پاییز رحیمی گقت:

    درود براستاد عاشورنژادعزیز و دغدغه های دوست داشتنی اش!
    فکر می کنم این موضوع مهمی که اشاره فرمودید تقریبا شامل همه ی استانها بشود و ای کاش مدیران فرهنگی و سیاست گذاران این حوزه به هوش باشند و حواسشان را جمع کنند.

    شاد باشید استاد مهربان و روزهایتان سرشار از موفقیت و شادکامی!

  2. سیماچه ی تماشا گقت:

    سلام استاد
    چه شود گر نشیند اهل ادب، زیر دست کسی که بی‌دب است
    قل هو الله ببین که در قرآن، زیر تبت یدی ابی‌لهب است

    خیلی دوست‌تون دارم

  3. بهرام گقت:

    سلام و عرض ادب
    خدمت استاد عزیز و دوست داشتنی مثل همیشه بسیار ارزشمند و جالب بود. امید که در پناه خداوند موفق و شاد باشید .
    انشا ا.. .

  4. پاییز رحیمی گقت:

    درودی دوباره استاد عزیز!

    همزمان با آغاز پاییز شورانگیز در “فصل سوم” ، حضور مهربان و نگاه و نظرتان را منت دارم.
    شاد باد

دیدگاهتان را بیان کنید


Designed by : S.Parhizkary