قضاوت های غلط

انسانم آرزوست, اوت های غلط, دکتر عباس عاشوری نژاد, سان اشتباه, عذاب وجدان دیدگاهتان را بیان کنید

یکی از خطاهای بزرگ زندگیم، تو وقت هایی بوده که در باره ی دیگران قضاوت کردم. جالب اینه که این قضاوت های غلط، متعلق به دوره ی خاصی از زندگیم نبوده تقریبا از زمانی که خودم رو شناختم شروع شده و تا همین هفت – هشت سال پیش هم ادامه داشته، حتا در همین سال های اخیر هم که بسیار تلاش کردم تا در باره ی اتفاقاتی که دور و بَرَم رخ میده، قضاوت نکنم، باز هم وسوسه هاش  به ناخودآگاه ذهنم میاد و بَسته به قدرتِ جذابیتش باید در مقابلشون وایسم و به دلایل  و بهانه ها و گاه، لطایف الحیل ها از خودم دورشون کنم.

باز، جالبه که اعتراف کنم: قضاوت هام در گذشته و وسوسه هاش در امروز، در دایره یکی- دو حوزه مشخص زندگیم نبوده، تقریبا همه ی مسایل رو در بَر میگیره: از خونه گرفته تا کوچه، از همکارها گرفته تا دانشجوها،  از سیاست گرفته تا اقتصاد ، از اجتماع گرفته تا فرهنگ و دین، از مسائل ریز گرفته تا درشت، از آدم ها گرفته تا گیاهها و کوهها و دریاها و خلاصه هر چی دلت بخواد رو شامل میشه و جالب تر اینه که در بسیاری از موارد، هم، قضاوت هام غلط بوده و تقریبا در این ساعت هم که این یادداشت رو مینویسم باید بگم که تقریبا هیچ چیز در زندگیم به اندازه ی قضاوت های غلطم برام عذابِ وجدان نداشته و به همین میزان هم هیچ چیز در زندگیم به این اندازه آرامشم رو بهم نریخته ولی با وجود این، باز هم خیلی خوشحالم که در زندگیم توقف کردم و به گذشتم برگشتم و در باره ی کارهای گذشتم فکر کردم و این عیب بزرگِ زندگیم رو پیدا کردم و در جهت حذفش تلاش کردم. خیلی خوشحالم که همچنین موفق شدم، که در مرحله خودم رو به خاطر قضاوتای غلطم ببخشم و  امیدوارم که خدا هم که بخشنده است، هم ببخشه، همچنین امیدوارم که کسانی هم که در بارشون قضاوتِ غلط کردم منو ببخشند اگرچه می دونم که این امکان نداره و باید خودم را برای عقوبت این خطاها آماده کنم.

باز هم بسیار خوشحالم که چند سالیه موفق شدم تقریبا سفره ی قضاوت رو از زندگیم جمع کنم و با وسوسه هاش هم مبارزه کنم و نتیجه این که: آرامش فوق العاده ای به زندگیم وارد شده و شدت وسوسه ها هم به طور قابل ملاحظه ای کم شده.

بسیار هم خوشحالم که متن زیر رو که نمی دونم و از کیه، بسیار جدی گرفتم و پاره ای از اون ها رو تو زندگی ام جاری کردم:

« اونی که بیشتر می گفت “نمیدونم”، بیشتر میدونست!

اونی که “قویتر” بود، کمتر زور میگفت!

اونی که راحت تر میگفت “اشتباه کردم”، اعتماد به نفسش بالاتر بود!

اونی صداش آرومتر بود، حرفاش با نفوذتر بود!

اونی که خودشو واقعا دوست داشت، بقیه رو واقعی تر دوست داشت!

اونی که بیشتر “طنز” میگفت، به زندگی جدی تر نگاه میکرد!

و بالاخره این که ، اونی که به تفاوت بین آدم ها آگاه بود، بیشتر نقاط مشترک باهاشون پیدا میکرد!»

 

 

۵ پاسخ به “قضاوت های غلط”

  1. لیلا گقت:

    سلام و ذرود

    ” تا وقتی کفشهای یکی رو نپوشیدی درباره راه رفتنش قضاوت نکن” کاش قبل از قضاوت کمی فکر می کردیم

  2. محمد مهدی گقت:

    با سلام خدمت شما استاد گران قدر،
    همیشه از سخنان شیوای شما لذت برده ایم… انشاالله سلامت و پیروز باشید…

  3. صبا گقت:

    با سلام و احترام خدمت شما استاد گرامی و بزرگوار . ما همیشه از شما درس های عالی آموختیم و مطالعه این متن نیز همین طور بود. ای کاش ما هم بتونیم این نحو قضاوت و پیش داوری رو کنار بگذاریم.

  4. فرزانه داربند گقت:

    راز دل باتو چه گویم توخود رازدلی دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی

  5. فرزانه داربند گقت:

    با سلام و عرض تبریک سال نو
    مثل همیشه زیبا و پر معنا
    گلایه ها عیبی ندارد ، کنایه هاست که ویران می کند . . .

دیدگاهتان را بیان کنید


Designed by : S.Parhizkary